السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)
484
خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)
گويم : بعضىها آن را از شريك از سلمة روايت كرده و سويد را در آن ذكر نكردهاند و أصبغبن نباته و حارث ، مانند آن را از على ، روايت كردهاند و حاكم از طريق مجاهد از ابنعبّاس از پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم با اين لفظ روايت كرده است : « أنا مدينةالعلم و على بابها فمن أراد العلم فليأتها من بابها » و حاكم گفت : اسنادش صحيح است ؛ امّا شيخين آن را نقل نكردهاند . و همچنين آن را از حديث جابربن عبداللَّه با اين لفظ روايت كرده است : « أنا مدينةالعلم و على بابها فمن أراد العلم فليأت من باب » « 1 » به هر حال ، جزرى در آغاز كتاب مذكور خود گويد : « اينها حديثهايى مسند هستند متواتر ، صحيح يا حسن ، از عالىترين منقبتهاى أسد [ أسداللَّه ] الغالب ، پراكنده كنندهى لشكرها و ظاهركنندهى شگفتىها ، شير بنىغالب اميرالمؤمنين أبوالحسن علىّبنابىطالب به دنبالش سلسلههايى از حديث او و متّصلاتى از روايت و تحديث او ، و با بالاترين اسنادهاى صحيح نسبت به آن ، از قرآن و اصحاب و اهل خرقه كه اهل ولايت در آن بر او اعتماد كردند . از خداوند متعال خواستاريم ما را بر آن ثابت و استوار بدارد و به او نزديك فرمايد . » و پس از نقل حديثهاى منقبتهايى كه به آنها اشاره كرد گفته است : « گويم : پس اين قطرهاى از دريا و اندكى از بسيار است ، نسبت به منقبتهاى جليل و محاسن زيبايش و اگر بخواهيم همهى آنها را حقيقتاً برشماريم ، نسبت به اين مقام سخن به درازا مىكشد و ليكن از خداوند متعال تقاضا داريم به آسانى وسايلى فراهم آورد تا كتاب مستقلى شامل آنچه به دستمان رسيده است ، در آن گرد آوريم و خداوند توفيق دهنده به صواب است . » پس آشكار شد كه جزرى در اين كتاب حديث « مدينةالعلم » را روايت كرده است ؛ كتابى كه آن را تأليف كرده براى آنچه متواتر ، صحيح و حسن بوده از عالىترين منقبتهاى جليل اميرالمؤمنين عليه السلام و محاسن جميل او ، و او از خداوند
--> ( 1 ) . أسنىالمطالب في مناقب علىّبنابىطالب عليه السلام / 69 .